نمایشگاه عکس خانه، مهرداد نراقی

0 43

نمایشگاه عکس خانه، محل گالری راه ابریشم، ۲۰ عکس رنگی،۵۰*۷۰ ، مهرداد نراقی

عباس امیری

 

  در برشور این نمایشگاه آمده :” وسایلی از کار افتاده که خاصیت شان را از دست داده اند و اشیایی که بخت یاریشان نبوده و چون یادآور خاطره ای تلخ بوده اند به عمد جا گذاشته شده اند تا فراموش شوند.”

   این نوشته تکلیف بیننده را مشخص می کند، خانه های متروکه. این وسایل یاد آور حسی نوستالژیک می باشند. فقدان زندگی. این تصاویر ریشه در زمینه ای دارند که به قول بارت این زمینه ” بسته به مهارت یا بخت یاری عکاس … ارجاعش همواره به یک مجموعه ی کلاسیک اطلاعات است”. این زمینه تصاویر، حسی را در بیننده ایجاد می کند که بارت آنرا studiom یا مجذوب شدن و متاثر شدن می نامد.

   بیننده به راحتی آنها درک می کند و آنها را دوست دارد. چون چیزی را به ما نشان می دهد که جزء جدایی ناپذیر زندگی ساکنان این خانه های متروک بوده. گویی این اشیاء قبلا جان داشته اند ولی اکنون که انسان زندگی ساز از این خانه ها خارج شده، از کار افتاده اند و به زوال رسیده اند. حال عکاس باز آنها را یافته  و بر ما عرضه می کند. انسان در تصاویر وجود ندارد.

    شیء یافت شده ، این همان نکته ی تصاویر است که در آثار اوژن آتژه وجود داشت.عکاس این اشیاء را از حد چیزهای پیش پاافتاده و بی ارزش به سطحی از لطف شاعرانه می رساند. چیزی که در تصویر یک کمد شکسته یا صندلی های پر از خاکروبه و بقیه ی تصاویر به راحتی می توان دید. عکاس توانسته به کشفی از فضاهای قدیمی که اکنون فراموش شده اند، برسد.

  این اشیاء ساده از طریق عکاس باارزش جلوه می کنند. پس اشیاء وارد دنیای دیگری می شوند. کادربندی این تصاویر بسیار دقیق و با وسواس خاصی انتخاب شده اند و به سمت قاب نقاشی پیش می روند.

   تمام تصاویر رنگی و در قطع مستطیل می باشند. از نظر نورپردازی ، با نور طبیعی موجود عکاسی شده اند. رنگ های موجود در تصاویر چشم نواز و نقاشی گونه اند.

  در این مجموعه تصویر یک در چوبی بسته از لحاظ معنایی با بقیه ی تصاویر نزدیکی ندارد.

  از این عکس ها که بگذریم با ردیفی از تصاویر روبرو می شویم که از روی فیلم های ساکنان این خانه ها عکسبرداری شده. در اینجا بر خلاف تصاویر قبلی، انسان حضور دارد. این تصاویر نوستالژی دیگری را یادآور می شود. که دردناک تر از تصاویر قبلی است. بیننده با دیدن آدم ها ، شادی ها و جشن ها در فکر فرو می رود. آیا این آدم ها زنده اند ؟ اگر زنده اند کجایند؟ چه سرگذشتی داشته اند؟ آن کودکان  اکنون چگونه اند؟

  این ها رخداد محض اند. پونکتوم، به قول بارت” این همان رخدادی است که نیش می زند ( و برایم جان گداز هم هست)”.

  با دیدن این تصاویر دیگر دنبال حس شاعرانه ی تصاویر قبلی نیستیم.

  در مجموعه اول مکان مطرح بود. در این مجموعه زمان. هر چند عامل اشتراک هر دو مجموعه زمان و مکان می باشد.

  اگر در مجموعه اول با حضور محسوس آدم های غایب  روبه رو بودیم، در این مجموعه ما با حضور ملموس و آشکار این آدمها رو به رو هستیم. به قول عکاس :” کدام حقیقی تر است؟ فردی در ذهن ما که روی صندلی نشسته است یا صندلی خالی؟”

نقاشی های واحد خاکدان در این زمینه می تواند به درک این تصاویر کمک بیشتری کند.

  در مجموعه دوم این فرد یا افراد را می یابیم. افراد گمشده ی مجموعه ی اول را در مجموعه دوم می یابیم، سر زنده ، پر شور. ترکیب این دو مجموعه همانند دو بال برای عنوان نمایشگاه ” خانه” می باشند.

   نراقی در این تصاویر توانسته اشیاء پیش پاافتاده را کشف و به مرحله شی ء یافت شده برساند. سپس با عکاسی از فیلم ها، ساکنان گمشده ی این خانه ها را بیابد.

 پیام تصاویر، همان پیام شفاهی عکاس است که ” این خانه ها و افراد آن فراموش شده اند”.

 

 

منابع:

  • اتاق روشن ( اندیشه هایی درباره ی عکاسی) – رولان بارت – نشر چشمه – ترجمه نیلوفر معترف
  • فصلنامه حرفه هنرمند شماره ۲۴ ویژه بهار ۱۳۸۷

http://mehrdadnaraghi.com/#post-87-content-photo

http://www.silkroadphoto.com/sn/photos/pt/list/galleryId/169

http://www.otaghe6.blogfa.com/post-117.aspx


ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.