سودای تو را دارم، ای کتاب عکاسی

0 186

امروز فرصتی پیش آمد تا بعد از ظهر، چند  ساعتی در کتابفروشی های خیابان انقلاب چرخی بزنم. مستقیما سراغ بخش مورد علاقه ام یعنی کتاب های عکاسی رفتم. تقریبا وضعیت کتاب های عکاسی غم انگیز بود. چند نکته از کتاب گردی امروزم را مختصرا با شما در میان می گذارم:

اغلب کتاب ها ترجمه بودند و از نظر کیفیت ترجمه بسیار ضعیف. به زبانی دیگر، متن ترجمه اغلب مترجم های عزیز،  نیاز به ترجمه داشت.  (با احترام به دو سه مترجم خوب این گیتی)

اغلب ترجمه ها، ترجمه ی کتاب های ساده ی عکاسی هستند. چه بسیار کتاب های مفیدی که مترجمان گرانمایه ی عکاسی (به احتمال زیاد) بنا به کمی دانش عکاسی و عدم تسلط به زبان مالف اصلی، قادر به ترجمه ی این کتاب ها نیستد(با احترام به دو سه مترجم این گیتی)

معیار انتخاب کتاب اصلی از سوی مترجمان محترم برای من مشخص نیست. مترجمی هست که هم کتاب فنی عکاسی ترجمه کرده، هم کتاب نظری عکاسی، هم شعر و عکس و هم خاطره یک عکاس فقید. به راستی با کنار هم قرار دادن این ترجمه ها، به تشویش ذهن مترجم می رسم که در نهایت ایشان چه ساختاری را در پیش گرفته؟ شاید می خواهد بگوید من بیشتر عکاسی می دانم و تو زبان نابلد باید از پنجره ی من به عکاسی بنگری، نمی دانم.

کتاب های تالیفی هم چیزی بیشتر از این نیستند. با این که نزدیک به ۴۰ سال از تاسیس رشته عکاسی در دانشکده های عکاسی می گذرد هنوز در باب تالیفات داخلی (جز فقره ی قاجار) چیز دندان گیری رویت نمی شود. براستی دانشگاه که منبع تولیدات نوشتاری فرض شده جز پایان نامه هایی که همگی از وضعیت و کم کیف آن خبر داریم، چه مقدار خروجی نوشتاری تاثیر گذار یا شاید جریان ساز داشته؟ آیا وقت آن نشده از خواب تاریخ ۱۵۰ و اندی سال عکاسی قاجار بیدار شویم(هر چند مباحث قاجار هنوز هم جای کار دارد) آیا دلیل نپرداختن به دوره های بعدی عدم علاقه اساتید محترم است یا نبود افراد متخصص یا ترکیبی از مسائل پیچیده تر، که رغبتی در دانشجو یا محقق برای به کنکاش سال های بعد از قاجار ایجاد نمی کند؟ واقعا چند کتاب تحقیقی یا غیر تحقیقی، عکاسی سال های بعد از ۳۰-۴۰ را در بر می گیرد؟

اندر احوال قیمت کتاب ها هم این نکته قابل تامل است که اصولا یک دانشجو یا علاقمند به عکاسی باید برای خرید نصف کتاب های یکی از قفسه های روبرو،  سراغ وام و ضامن و سفته برود، شاید ۱۰ کتاب( با میانگین سی هزارتومان) را خریداری کند و کتابخانه شخصی محقری راه اندازی کند، شاید که رستگار گردد. (هر چند مافیای انتشارات و کاغذ شاید علت اصلی است)

از خیر کتاب ها عکاسی گذشتم، از شما چه پنهان در انتها دوست داشتم یک کتاب عکس بخرم اما از بهت قیمت کتاب، فرار را بر قرار ترجیح دادم. این وضعیت گردش چند ساعته ی من بود، از وضعیت علاقمندان به عکاسی هم؛ خبری نیست مرا.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.